الشيخ محمد الصادقي الطهراني

354

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

شريفه وصيتى از ماترك قابل توجه قرار گرفته‌كه « خيراً » را يكى از واجبات آن دانسته است . مسأله‌ى 750 - وصيت فقط در آستانه‌ى مرگ واجب است و پيش از آن تنها مستحب است ، و آستانه‌ى مرگ هم به‌معنى آشكار شدن نشانه‌هاى مرگ است و نه تنها يقين به‌مرگ ، زيرا كسى چنان يقينى را هرگز ندارد كه در فلان ساعت مىميرد ، و چه بسا انسان تا پرتگاه مرگ مىرود و سپس به‌زندگى بر مىگردد ، و چه بسا هم كه هرگز نشانه‌اى از مرگ نيست و ناگهان فرا مىرسد ، روى اين اصل « اذا حَضَرَ أحَدَكُمُ الْمَوتُ » همان آستانه‌ى مرگ است كه نشانه‌هاى ظاهرى آن آشكار گردد گرچه يقين به‌مرگ ندارد و تنها گمان آن است . و پر روشن است كه حالت سكرات موت و احتضار هم مقصود نيست زيرا در چنان حالتى وحشت‌انگيز و هولناك هيچ‌گونه امكان وصيت و يا هر كارى عاقلانه و يا حتى امكان كارهاى عادى ديگرى در كار نيست ، كه انسان در اين حالت فقط دست به‌گريبان مرگ است وانگهى اگر حالت سكرات موت منظور بود در اين صورت « حين الموت » مىفرمود ، نه « اذا حَضَرَ أحَدَكُمُ الْمَوتُ » . مسأله‌ى 751 - وصيت در اختصاص سفارش مالى نيست ، بلكه شامل حق نيز هست كه وصيت كند فلان شخص قيم اطفالش باشد ، و چه روشن‌تر كه در انجام وصيتش وكيل باشد ، زيرا « إنْ تَرَكَ خَيْراً » هر دوى مال و حق و حال را شامل است ، يعنى همان‌گونه كه خودش مالك اموالش بود مالك حق و حقوقى هم بود ، بنابراين بايد وكيل و نماينده‌اى در مورداموال و حق و حقوقش برگزيند ، و اكنون هم كه وصيت مىكند يكى از مصلحت‌هاى مهمى كه نسبت به‌پس از مرگش مراعاتش واجب است اين است كه شخص يا اشخاص مورد اعتمادى را براى تمامى سفارش هايش ، و يا مراقبت حال و مال صغيرانش معين كند . مسأله‌ى 752 - وصيت مانند ساير قراردادها نياز به‌لفظ خاصى ندارد ، كه نوشتن يا اشاره‌ى روشن و يا عملى كه نماينده‌ى وصيت است و مانند اين‌ها - مادامى كه دلالتى